Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘بوسه’

متن اصلی: telegraphlogo4

hendoone.com: زوج‌ها در ایستگاه قطار Warrington Bank، از بوسیدن یکدیگر منع شده‌اند؛ چرا که این کار سبب معطل شدن مسافران می‌شود.
این بدین معنی است که صحنه‌های احساسی مانند آن چه که بین سلیا جانسون (Celia Johnson) و ترور هاوارد (Trevor Howard) در فیلم «برخورد مختصر» (Brief Encounter) دیده شد، دیگر تکرار نخواهند شد. «برخورد مختصر» محصول سال 1945 است.
تابلوهای «ممنوعیت بوسیدن» که در محل توقف تاکسی‌ها در این ایستگاه قطار ظاهر گشته‌اند، عشاق را وادار می‌کند فقط در محل‌های مجاز یکدیگر را ببوسند.

PD*26954071

بوسیدن ممنوع!

با افزایش تعداد مسافران، این نگرانی به وجود آمد که «در آغوش گرفتن‌های احساسی» موجب معطل شدن و تاخیر مسافران می‌‌شود. پس از آن، تابلوهای هشدار در این محل آشکار شدند.
به نظر می‌رسد ایستگاه قطار Warrington Bank اولین ایستگاه قطاری در انگلیس است که دست به چنین اقدامی می‌زِند.
روت سارجنت (Ruth Sargeant)، سی و هشت ساله، که از این ایستگاه برای سفر به منچستر استفاده می‌کند، می‌گوید: «واقعآ خنده‌داره! نمی‌فهمم نکته‌ی این کار چی می‌تونه باشه…مردم باید حق داشته باشن خداحافظی کنن.»
تام هال (Tom Hall)، بیست و پنج ساله، می‌گوید: «احمقانه است! اگه افراد رو در هنگام بوسیدن بگیرن، چه کار می‌خوان بکنن؟ جریمه‌شون می‌کنن؟»

no-kissing-in-this-area

در فیلم برخورد مختصر، که در ایستگاه Carnforth فیلمبرداری شده است، عشاق محکوم، برای بار آخر از یکدیگر خداحافظی می کنند.
تابلوهای ممنوعیت بوسیدن، بخشی از برنامه‌ی بهسازی 650 هزار پوندی است که توسط شبکه‌ی ریلی Virgin Trains پشتیبانی مالی شده است.
ایده‌ی تابلوهای ممنوعیت بوسیدن، اولین بار توسط کالین دانیلز (Colin Daniels) پیشنهاد شد.
او می‌گوید: «اولش یه مقدار خنده دار بود، اما Virgin Trains، این طرح رو به عنوان بخشی از برنامه‌ی بهسازی به کار بسته.»
«ممکنه بی معنی به نظر برسه، اما یک پیام جدی پشت این طرح وجود داره.»
به گفته‌ی یک سخنگوی Virgin: «این فقط یه طرح عجیبه، چیز دیگه‌ای بیشتر از این نیست. ما با خوشرویی پیام را منتقل خواهیم کرد.»
«قصد داریم به مردم بگیم که برای مدتی طولانی توقف نداشته باشن. اگه این مدت زمان کم باشه، ایرادی نداره.»
او، در مورد این که این طرح چگونه اجرا خواهد شد، گفت: «برخورد ما خردمندانه خواهد بود.»

Advertisements

Read Full Post »

متن اصلی:  mail-online

«اندرو ری» (Andrew Ray) پس از اینکه دو هفته در کنار تخت همسرش به انتظار بازگشت او از کما مانده بود، ‌امیدهایش را باد رفته می‌دید. بعد از اینکه اما  (Emma) نتوانست از یک حمله‌ی قلبی هوشیاریش را بازیابد، پزشکان گفته بودند که ممکن است او بدل به یک زیبای خفته‌ی حقیقی شود. اندرو که دو فرزند دارد برای همسرش گریه‌ی ضبط‌شده‌ی پسر کوچکشان را پخش کرد و همچنین صدای دخترشان را که فریاد می‌زد «مامان، پاشو».
سرانجام در کمال ناامیدی بر روی تخت همسرش خم شد و آرام گفت:‌«»اما»، اگه صدام رو می‌شنوی من رو ببوس».


«اندرو» می‌گوید: «در خواب هم نمی‌دیدم که چنین اتفاقی بیفتد. سرش را به طرف سر من آورد. لبانش را غنچه کرد و به آرامی مرا بوسید. باورکردنی نبود. قلبم داشت از دهانم بیرون می‌زد. مثل این بود که وزنه‌ی سنگینی از آن آویزان باشد».
پزشکان که از بازگشت ناگهانی بیمار 34 ساله‌شان بهت‌زده شدند، شاهد این بوسه بودند.
خانم «ری» تنها پس از ده روز از زایمان پسرش دچار حمله‌ی قلبی شد. وقتی که او به همراه همسرش در حال خرید بودند، تعادلش را از دست داد و همسرش با دستپاچگی به او تنفس دهان به دهان داد. بعد از آن او را به بیمارستان منتقل کردند و پزشکان موفق شدند قلبش را احیا کنند اما اعلام کردند که ممکن است تا زمان نامعینی در اغما بماند.
آقای «ری» شرح می‌دهد که یکی از پزشکان به او گفته بود: «ممکن است همین فردا به هوش بیاید، ممکن است یک ماه دیگر به هوش بیاید و ممکن است تبدیل به یک زیبای خفته شود». او که یک مشاور IT و اهل «تلفورد» در منطقه‌ی» شروپشایر» است تلاش کرد با پخش صدای نوزادشان «آلکساندر»  (Alexander) و کودک نوپایشان «الا» (Ella)، همسرش را به زندگی بازگرداند.
او می‌گوید: «برای اما صدای گریه و قاروقون «آلکساندر» را پخش کردم و همچنین صدای «الا» را که آواز می‌خواند و فریاد می‌زد: «مامان، پاشو». من حتی برایش ترانه‌هایی را که با آن‌ها در روز عروسی‌مان رقصیده بودیم پخش کردم. به آرامی با او حرف زدم. دستش را در آغوش گرفتم. انگشتانش را نوازش کردم. مدام به او می‌گفتم که دوستش دارم و می‌خواستم که بیدار شود. زمانی که از او خواستم مرا ببوسد تقریباً امیدهایم را بر باد رفته می‌دیدم.»


با این وجود، این بوسه تنها آغاز یک کشمکش طولانی برای خانم»ری» بود. او مدام به هوش می‌آمد و دوباره هوشیاری‌اش را از دست می‌داد.
وقتی قلبش از حرکت ایستاده بود، مغزش با کمبود اکسیژن مواجه شد و این ضایعه باعث شد حافظه‌ی کوتاه‌مدتش را از دست بدهد. خانم ری از بیمارستان «رویال شری‌بوری» به یک مرکز تخصصی توانبخشی مغز در بیمارستان «هایوارد» واقع در «استاک‌آن ترنت» منتقل شد. این مشاور سابق IT عاقبت مرخص شد تا به خانه برود اما به دلیل ضایعه مغزی‌اش، پس از گذشت تقریباً دو سال هنوز به توانبخشی بیشتری نیاز دارد.
پزشکان بر این باورند که دلیل حمله‌ی قلبی او یک لخته‌ی خون بوده که بر اثر عمل سزارین پسرش «آلکساندر» که حالا دو سال دارد به وجود آمده است.
وی شب پیش از واقعه نزد یک پزشک عمومی رفته و از تپش قلب اظهار ناراحتی کرده بود اما پاسخ شنیده بود که احتمالاً به دلیل یک عفونت جزئی است.
خانم «ری» می‌گوید: « روند بهبودی وحشتناک است چون حافظه‌ام به شدت ضعیف شده. می‌خواهم گذشته از اینکه خوب می‌شوم، بتوانم بدون کمک دیگران راه بروم و حافظه‌ام را به دست بیاورم. دوست دارم به یاد بیاورم در هر روزی چه کارهایی انجام داده‌ام. اندرو در همه‌ی کارها به من کمک می‌کند. نمی‌دانم بدون او باید چه کنم.»
آقای «ری»عنوان می‌کند که از نجات یافتن همسرش بسیار خوشحال است. او ادامه می‌دهد: «حالا اگر دستانش رو بگیریم، به خوبی می‌تواند راه برود. دست‌کم اینکه بچه‌هایمان هنوز مادر دارند و من هم هنوز همسری دارم».

لینک در بالاترین

Read Full Post »