Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘آزاده معاونی’

متن اصلی: AP

«ماه عسل در تهران: دو سال عشق و خطر در ایران» (انتشارات رندوم هاوس، 336 صفحه، 26 دلار) نوشته‌ی آزاده معاونی: ایران به جز قوانین سختگیرانه‌ی اسلامی و تلاشش برای دست‌یابی به سلاح هسته‌ای جنبه‌های دیگری نیز دارد.

Book Review Honeymoon In Tehran

آزاده معاونی که در آمریکا متولد شده است، در کتاب خاطرات خود با نام «ماه عسل در تهران: دو سال عشق و خطر در ایران»، خوانندگان را به مکان‌هایی می‌برد که به ندرت رفته‌اند: دنیای زنان ایرانی و مهمانی‌های شبانه، هنجارهای اجتماعی و تعارفات رسمی.
آزاده معاونی که یکی از خبرنگاران مجله‌ی Time است، علاقه‌ی شدیدی را برای وارد شدن به جزئیات در شرح وقایع ایران معاصر نشان می‌دهد. فاصله ی زمانی ثبت این خاطرات، کمی قبل از انتخاب محمود احمدی نژاد در آگوست 2005 تا زمانی است که آزاده در نقش یک همسر و مادر، دو سال بعد از ایران خارج می‌شود. در طول سفر، آزاده تلاش می کند تا دیدی بی طرفانه و معقول نسبت به رژیم غیر انعطاف پذیر حاکم داشته باشد، حتی زمان‌هایی که از لحاظ روحی کاملآ در هم شکسته شده است.
معاونی که دختر یکی از خانواده‌های مهاجر ایرانی ساکن کالیفرنیاست، فقط و فقط با همراهی یک مقام دولتی اجازه‌ی تهیه‌ی گزارش در ایران را داشت، فردی که خودش او را «آقای X» می‌خواند.
آزاده، دری را به روی جامعه‌ای بسته می‌گشاید. برای آزاده که انتخاب‌هایی خلاف عرف جامعه‌ی ایران در ذهنش دارد، کتاب خاطرات پر است از نگرش‌‌های رنگارنگی که نسبت به زندگی در ایران وجود دارد. این اعمال خلاف عرف، زندگی کردن با دوست پسرش و حامله شدن از او قبل از ازدواج را شامل می‌شود.
آزاده می‌نویسد: «اگر ما در نیویورک یا برلین یا خیلی از جاهای دیگر زندگی می‌کردیم، انجام دادن این کارها هیچ خطری برای ما در برنداشت. اما در جمهوری اسلامی ایران، هیچ کس حق ندارد مجرد باشد و در عین حال حامله. به طور خیلی ساده، چنین طبقه‌ی اجتماعی در ایران وجود نداشت.»
در حالی که نوشته‌ی او چندان ادبی نیست، اما ضرب المثل‌ها و جزئیاتی که او در مورد چگونگی کنار آمدن با زندگی ایرانی شرح می‌دهد، خواننده را به شدت جذب می‌کند. در کتاب، او وقایعی از زندگی شخصی خودش را شرح می‌دهد. آزاده از این تجربه‌های شخصی برای گسترده‌‌تر کردن دید خوانندگان نسبت به این که سایر افرادی که در ایران زندگی می‌کنند چگونه با شرایط مشابه کنار می‌آیند، استفاده می‌کند. او کتاب خاطرات خود را به سبک یک روزنامه نگار می‌نویسد. کتاب مختصر و مفید است و در آن از گل و بلبل خبر‌ی نیست، اما هرگز بی‌مایه نیست.
او از یک لحن صمیمی و خودمانی در کتابش استفاده می‌کند، به گونه‌ای که خوانندگان را مانند دوستانش به حساب می‌آورد. به عنوان مثال، در بخشی از کتاب او لحظه‌ای را شرح می‌دهد که پشت درب دانشگاه جلویش را می‌گیرند و او یک مصاحبه‌ی خیلی مهم را به این دلیل که مانتو‌اش دکمه‌های کافی ندارد، از دست می‌دهد:
«زدم زیر گریه، اون موقع احساس تحقیر می‌کردم و به خاطر از دست دادن مصاحبه خیلی عصبانی بودم. از خودم متنفر بودم چون تسلط خودم رو جلوی مامور‌ها از دست دادم…خیلی تند برگشتم به تاکسی…وقتی توی ماشین نشستم، بی اختیار گریه کردم.»
آزاده می‌نویسد ایرانی‌ها راه‌هایی برای دور زدن کارهایی که دوست ندارند انجام دهند پیدا می‌کنند، مثل استفاده از دیش‌های ماهواره و یا خوردن مشروبات الکلی. زنان سرکوب می‌شوند: به عنوان مثال به آن‌ها به طرز مستبدانه‌ای گفته می‌شود که به اندازه‌ی کافی خودشان را نپوشانده‌اند، و یا دسترسی به وبسایتی که مربوط به مسائل زنان است، مسدود شده است. و دولت هزاران سایت را که خبر و مسائل سیاسی را تحت پوشش قرار می‌دهند، مسدود ساخته است.
آزاده همچنین در مورد خودش می‌گوید که دیگر احترامی برای اسلام قائل نیست و حدس می‌زند دلیل این که دولت در ایران مخالفی ندارد، ترس است؛ همان چیزی که گاهی اوقات وجود خودش را نیز فرا می‌گیرد، وقتی «آقای X» به او می‌گوید که به خاطر کارش تحت نظارت است.
سرانجام او به همراه همسرش آرش و پسرش هورمزد به لندن باز می‌گردد و خودش را تبعید می‌کند.
وقتی که آزاده کشوری را تصور می‌کند که در آن همه‌ی ایرانی‌ها در کنار هم زندگی می‌کنند و در قاره‌های مختلف پراکنده نشده‌اند، نوشته رنگی تفکر آمیز به خود می‌گیرد.
کتاب «ماه عسل در تهران» هم چنین گوشه‌هایی از زندگی شیرین عبادی را در بر دارد. آزاده همچنین کتاب دیگری با نام «ایران در حال بیدار شدن است» را با همکاری برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل – شیرین عبادی – نوشته است.

Read Full Post »